مرتضى مطهري
339
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
حاكم شرعى داد كه زن را طلاق دهد ولى نه به بهانه هايى از قبيل بهانه هايى كه در محاكم اروپايى بهانهء طلاق مىشود نظير اينكه خانمى مدعى مىشود به دليل اينكه من فلان هنرپيشه را دوست دارم و شوهرم فلان هنرپيشهء ديگر را ، من فلان فيلم را دوست مىدارم و شوهرم فلان فيلم را ، من فلان غذا را و او فلان غذا را ، شوهرم گربهء عزيزم را دوست ندارد و امثال اينها ، بلكه به دلايل منطقى حاكم شرعى اينچنين ازدواجى را فسخ مىكند . كار دل در اختيار خود صاحبدل نيست تا چه رسد به محكمه : در اسلام حكميت هست اما نه براى اجبار بلكه براى اصلاح ، نه براى اينكه چيزى را كه طبيعت در اختيار مرد قرار داده است آن را محكمه در اختيار خود قرار دهد . اگر پيمانِ مربوط به دل و محبت نبود ، همكارى عملى بود ، ممكن بود اختيار را از فردى به فرد ديگر بدهيم . كار دل را با تدابير اخلاقى و اجتماعى بايد درست كرد : اما كار دل در اختيار خود شخص صاحبدل نيست و با تدابير اجتماعى از طرف قانون و تدابير خاصى از طرف زن و توصيهء زن به تجمل و زينت براى شوهر و حتى لعن زنى كه براى شوهر خود زينت نمىكند و امثال اينها بايد آن را پايدار و باقى نگه داشت ، همچنان كه اسلام عملًا اين كار را نشان داده است . تا اينجا دليل اينكه چرا طلاق مشروع است با اينكه مبغوض است ، و چرا اختيار طلاق به مرد داده شده و محكمه حق جلوگيرى ندارد ، و چرا به زن اين گونه اختيار داده نشده است كه ازدواج را فسخ كند ، و چرا به محكمه در صورتى كه ازدواجِ ضررى و ضرارى باشد حق فسخ داده شده است ، و چرا اسلام حجاب را لازم و كانون تلذذ را منحصر به خانواده و تجمل زن را براى شوهر خود واجب و طلاق را در شرايط سخت و سنگين ، و رجوع و بازگشت آن را در شرايط سهل قرار داده است ، بيان كرديم . چرا ( 1 ) اختيار طلاق با مرد است و با زن نيست ؟ آيا اين نشانهء اين
--> ( 1 ) [ در نسخهء اصل دستنويس ، بر روى مطالب اين قسمت تا محل ستاره در صفحهء بعد يك خط طولى كشيده شده است . نظر به اينكه به حذف اين قسمت از طرف استاد يقين نداشتيم ، با بيان اين توضيح به درج آن مبادرت ورزيديم . ]